از خیمه سر زد ، طلعت قاسم

از خیمه سر زد ، طلعت قاسم ، اومد به میدون ، حضرت قاسم
کینه باباش ، به قلب دشمن ، شکسته میشه ، حرمت قاسم
بی زره با کفن اومده ، فدائی راه خداشه
مرکبا سینه شو میشکنن ، غریبه و مثل باباشه

عمو ز خیمه ، اینجا دویده ، اشکش به خاک ، صحرا چکیده
بلای عظمی ، اومد سر تو ، شد همچو انگور ، تنت لهیده
از فرس بر زمین خوردی و ، گفتی عمو عمو فتادم
مرکبا سینه تو شکستند ، مادر من اومد به یادم