ای روضه خوان مقتل ماه محرم
ای وارث خون خدا و ذبح اعظم
گر چه زند بر سینه و سر شیعه اما
جز اشک و ناله نیست بر قلب تو مرهم
می ریزد اشکی شیعه از بهر تسلی
قلب تو می سوزد و آقا قلب ما هم
کاری ز دست شیعه بر نیاید انگار
دردا که می سوزد دلت از غصه و غم
ذکر لبان شیعه شد ای وای مظلوم
وقتی که بوده ذکر لب هایت دمادم
ما با همین ذکر شما گریه نمودیم
بگرفته ایم با یاحسین و یا حسین دم
علم کتل بیرق سیاهی فرش و منبر
با مهر تو این بزم روضه شد فراهم
گفتیم تو صاحب عزایی و می آیی
بر سر در کوچه زدیم با شوق پرچم
چشمان شیعیان تو فرش ره توست
بر روی چشم ما قدم بگذار یک دم