برای خشکی لبِ ، تو آب گریه میکند
رباب گریه می کند
فرات، در کویری از سراب گریه میکند
رباب گریه می کند
ببین چطور با صدا، یِ ریشخندِ حرمله
حسین با محاسنِ، خضاب گریه میکند
رباب گریه می کند
سئوال کن “بِأَیّ ذَنب” ، و گوش کن سکوت را
خدا هم از غم تو در، جواب گریه میکند
رباب گریه می کند
نخند روضهی عطش!، که باز زخم شد لبت
برای زخمخندِ تو، رباب گریه میکند
رباب گریه می کند
دعای ربّ آب بی، جواب ماند و تا ابد
به حالش آسمانِ مس،تجاب گریه میکند
رباب گریه می کند
به خونِ ردّ دستبن،دِ مادرت نگاه کن
که در غم اسارتش، طناب گریه میکند
رباب گریه می کند
رباب سوخت زیر با،رِ داغ و زیر سایهاش
نشسته از خجالت آ،فتاب گریه میکند
رباب گریه می کند
دوباره خیس شد لهوف، و روضه ناتمام ماند
دواتِ چشمِ ماست، یا کتاب گریه میکند؟!
رباب گریه می کند