صحبت کردن با مادر در شکم

2 نفر بودن تو عالم در شکم با مادر سخن گفتن

یکیش حضرت یحیی

یکی هم ابی عبدالله

بی بی اومدن نزد رسول الله

باباجان این بچه در شکم من با من سخن میگه همدم منه، اما گاهی یه چیزایی میگه دل من رو آتیش میزنه.

یه روز بلند میشم میبینم میگه :

یوماه أنا العطشان،مادر من تشنه ام

یوماه اناالمظلوم-مادر من مظلوم

یوماه اناالغریب- مادر من غربیبم

یوماه أنا العریان،مادر من بی عریانم

یوماه أنا السحقان- مادر من لگدکوبم

آقا رسول الله گفتن و تغریف کردن ماجرای کربلا رو برای بی بی

بی گریه کردن و غش کردن

وقتی به حال اومدن، پرسیدن بابا جان

اون روز شما هستین؟

پدرش علی هست؟

من چی؟

داداشش حسن؟

یعنی حسینم تنها و بی کس؟

 

بعد آقا فرمودن در آخرالزمان افرادی میان که مادر های بچه مرده برا حسینت گریه میکنن…

حضرت زهرا دعاشون کردن…

 

یحیی کان یتکلم فی بطن أمه، و الحسین (عليه‌السلام) کذلک، قال: یقول فی بطن أمه فاطمة (سلام‌الله‌عليها): یا أماه أنا العطشان، یا أماه أنا العریان، یا أماه أنا السحقان

منبع:۱.بیضون، لبیب وجیه، موسوعة کربلاء، ج‌۱، ص۲۰۷، بیروت، مؤسسة الاعلمی، چاپ اول‌، ۱۴۲۷ق.