روضه مجسم حضرت قاسم-والقاسم و لیس القاسم

دوتا بدن بود کربلا،
تا نفس داشتن، تا زنده بودن،
مرکب ها اومدن برای تاختن روی بدن…

یکی از اون بدن ها،
بدن همون آقازاده ای بود که امام وقتی رسید کنار بدن:

صاح الحسین بالبکا
فقط ابی عبدالله داد میزد،
گریه امونش نمیداد،

هی صدا میزد:
اصبر یابن اخی
صبر کن پسر برادرم….

قربونی دو حالت داره جان دادنش
اگه جان داشته باشه هی محکم دست و پا میزنه،
اما اگه جان در بدن نداشته باشه هی پاهاشو آروم میکشه،
یعنی لحظه های آخر قربونیه.

میگن اگه ابی عبدالله بلند بلند گریه میکرد، لحظه ای رسید دید قاسم داره پاهاشو میکشه روی زمین.
دید جونی در بدن نداره،
اینقدر امام حسین خجالت کشید…
گفت من امانت داری نکردم، اون شب داداشم دست قاسم رو گذاشت تو‌ دستای من، اما بوی حسن کربلا رو گرفته.

میگن وقتی امام رسید بالای سر قاسم :
یفحص رجله
دید این آقازاده پا به زمین میکوبه…

عمرو بن سعد ازدی یک کینه سنگینی داشت از امیرالمومنین مقتل نوشته :
فهو راکب
اومد با اسبش…

من میگم ان شاالله که دروغ باشه، که اگه راست باشه من میگم امام همونجا دق کرده از غصه…

فهو راکب، واقف علی صدر القاسم
با مرکب اومد ایستاد، ایستاد روی سینه یا قاسم…😭

میگن این حرامزاده این دندون هاشو به هم فشار میداد، این مو و یال اسبو هی میکشید، این اسب عصبانی بشه، هی این سم اسب روی بدن قاسم کشیده میشد…

من نمیگم :
بدن علی اکبر رو مقتل میگه اربا اربا یعنی تیکه تیکه شد.

اما وقتی به قاسم میرسه اصلا نمیگه تیکه تیکه شد، بدن جراحات کثیری نداشت.

چی میگه:؟
والقاسم و لیس القاسم
تراب، ممزوج، بدم القاسم

یه مشت خاک از بدن قاسم باقی موند….

این قدر ابی عبدالله داد زد:
قاسمم قاسمم قاسمم