من شير پيكارم ، از نسل كرارم
ارث شجاعت از ، بابام حسن دارم
استاد من باشد ، ماه بنى هاشم
إنى أنا القاسم٢
تيغ دو دم آريد ، من مرد اين راهم
ابن الحسن هستم ، جوشن نمى خواهم
با ياعلى گشتم ، سوى نبرد عازم
إنى أنا القاسم٢
ترسى ندارم من ، از لشكر دشمن
گر تن به تن آيند ، در روبروى من
نگذارم از اين قوم ، من يك نفر سالم
إنى أنا القاسم٢
اى ازرق شامى ، گفتی كه سردارى!
بفرست به جنگ من ، هرچى پسر دارى
من مى برم از بين ، نسل تو رو ظالم
إنى أنا القاسم٢
كارى كنم امروز ، گردد جمل تكرار
من مادرم زهراست ، نه آن زن خونخوار
بر اين نسب نازم ، من تا ابد دائم
إنى أنا القاسم٢