ترسم که بیایی و من آن روز نباشم
موضوع: #توسل به امام زمان
سبک: #توسل، #زمزمه
جمالی
ترسم که بیایی و من آن روز نباشم
ای کاش که من خاک سر کوی تو باشم
مولای منی، یابن زهرا
(بابای منی، یابن زهرا)۲
هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم
ای کاش که جان بر سر کوی تو ببازیم
دلدارِ منی، یابن زهرا
(تو یار منی، یابن زهرا)
با مدینه چقدر؟ فاصله دارد اینجا
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت ورود به کربلا
سبک: #شعر روضه
با مدینه چقدر؟ فاصله دارد اینجا
فکر آشفتگی قافله دارد اینجا
کربلا گفتی و یکباره دلم ریخت حسین
از جدائی تو قلبم گله دارد اینجا
این بیابان چقدر خار مغیلان دارد
خبر از پای پُر از آبله دارد اینجا
این سرازیری تل دل نگرانم كرده
همچنان سعی و صفا هروله دارد اینجا
بادهایش دمِ مغرب چه غبار آلوداست
سخن از کف زدن و هلهله دارد اینجا
تو بیا زیرِ زره پیرُهن تنگ مپوش
عده ای قاتل بی حوصله دارد اینجا
حیف ِ ترکیبِ رخت نیست که تغییر کند؟
سر بریدن ز قفا مسئله دارد اینجا
ترسم آخر سرِ یک بوسه مرا پیر کنی
خبر از نیمه شب و نافله دارد اینجا
پایِ گیسویِ تو موهام همه گشته سپید
گیسوان من وتو قائله دارد اینجا
از نظر بازی این قوم دلم می لرزد
غارت چادر و معجر صله دارد اینجا
غبغب ناز علی را زنظر پنهان كن
وای بر حال رباب حرمله دارد اینجا
روضه ورود به کربلا نام این سرزمین چیست؟
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت ورود به کربلا
سبک: #متن روضه
گریز: #امام حسین
عین فردا قافله وارد کربلا شد
به یه جا رسید دیدن مرکب حرکت نمیکنه
تا 7 مرکب عوض کردن…
پیر مردی رو گفتن اومد،
حضرت اومد سوال کرد: پیر مرد اینجا کجاست؟ اسم این سرزمین چیه؟
آقا جان! اینجارو نینوا میگن،
آیا نام دیگه ای هم داره؟
قادسیه هم میگن،
ساحل فرات هم میگن
دونه دونه گفت
تا اینکه وقتی آقا پرسیدن آیا نام دیگه ای هم داره؟
آره آقاجان! نام دیگرش کربلاست ..
تا نام کربلا رو آوردن
یه وقت دیدن آقا یه دست به محاسن گرفتن،
یه نگاه به آسمون كردن،
اشک از گوشه چشمشون سرازیر …
هی میگن:
«انا لله و انا الیه راجعون، اعوذباالله من الكرب و البلا، هاهُنا مسفك دمائنا،هاهُنا مقتل رجالُنا»
یه وقت هم ببینن
عزیز زهرا از مرکب پیاده شد
دیدن خم شد یه مشت خاکُ برداشت هی بو میکنه
شیخ جعفر شوشتری میگه
همچین که این خاکُ برداشت بو کنه زن و بچه و همه دورشُ گرفتن به اینا نگاه میکنه اشک میریزه …
شاید آقا از الان میبینه اینا تو گودال دور بدن بی سرش دارن گریه میکنن…
میبینن اون لحظه ای که
اسب بی صاحب آقا میاد سمت خیمه ها…
وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً ، إِلى خِیامِک َ قاصِداً ، مُحَمْحِماً باکِیاً ،
صیحه کنان اومد سمت خیمه ها
تا اهل حرم نگاهشون به این اسب بی صاحب، زین واژگون،آغشته به خون افتاد،
بیرون دویدند، ولی سالار زینب را ندیدند:
بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ،
عَلَى الْخُدُودِ لاطِماتِ و للْوُجُوهِ سافِرات ،
هی به صورت هاشون لطمه میزنن،
ناله و فریاد میزنن،
موی پریشان کردند،
به سروسینه میزنن.
دوان دوان اومدن سمت گودی قتلگاه
من نمیگم تو گودال چی دیدن….
اما یه وقتم ببینن
خانوم ام کلثوم دست روی سر گذاشتن
هی ناله میزنه:
وامحداه،واابتاه، واسیداه،
واجعفراه، واحمزتاه،
هذا الحسین بالعرا، صریع بکربلا…
به سمت گودال از خیمه دویدم من
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت گودال قتلگاه
سبک: #شعر روضه
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردن دیر رسیدم من
یه گوشه گودال مادرو دیدم من
که رفته بود حال دیر رسیدم من
صدا زدی من رو خودم شنیدم من
صدای رگهات بود دیر رسیدم من
افتان و خیزان و نفس بریدم من
پیراهنو بردن دیر رسیدم من
با بوسه از رگهات به خون تپیدم من
میون خاک و خون دیر رسیدم من
غریب مادر… غریب مادر
روضه کیفیت ورود حضرت زینب به کربلا
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت حضرت زینب، #مصیبت ورود به کربلا
سبک: #متن روضه
گریز: #امام حسین، #حضرت زینب
وقتی یه روزی مثل امروز کاروان ابی عبدالله رسیدن کربلا
ابی عبدالله دستور داد اول خیمۀ خواهرشُ علم کنند
اجازه نداد زینب از محمل پیاده بشه ، فرمود اول خیمۀ عقیلۀ بنی هاشم رو علم کنید
بزرگترین خیمه ها خیمۀ عمۀ سادات بود ،
یه جوری هم دور خیمه رو پوشاند با خیمه های کوچک ، خیمه تو دید نباشه…
بعد دستور داد حالا عقیلۀ بنی هاشم نزول اجلال کنه …
خودش آمد ، عباس اومد علی اکبر اومد برادرا اومدن محرما اومدن ..
همه دور تا دور زینب ..
از وقتی کاروان از مدینه حرکت کرد تا کربلا نزدیک به شصت بار تاریخ میگه این خانم پیاده شد و سوار شد …
توی تمام این 60 بار همه دور زینب رو احاطه میکردن….
نوشتن تا پاشُ گذاشت رو خاک کربلا
یه آه کشید ..گفت داداش همه غمایِ عالم رو دلمه
اینجا کجاست؟ این چه خاکیه؟
ابی عبدالله تا فرمودن اینجا کربلاست…
فغُشیَ علیه …
همچین که شنید اینجا کربلاست از هوش رفت بی بی…
عمه رو بردن تو خیمه…
خود ابی عبدالله اومد بالاسر زینب …
آب پاشید رو صورت زینب، به هوش آورد خواهرُ ..
همچین که دید حال زینب منقلبِ ، هر کاری کرد دل خواهر آروم بشه آروم نشد….
آخر سر دست امامتُ گذاشت رو دل زینب …
بعد ابی عبدالله دستور داد همه زن و بچه بریزن تو خیمه … دور عمه رو شلوغ کنن دلش گرم بشه …
من میگم
حق داری بی بی جان غش کنی…
آخه یه 10 -12 روز دیگه کسی دور و برت نیست…محرمی برات نمونده…
قراره تنها همه زن و بچه ها رو سوار محمل کنی…دیگه کسی نیست کمکت کنه سوار محمل بشی…
با احتیاط لاله ی ما را پیاده کن
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت ورود به کربلا
سبک: #شعر روضه
گریز: #امام حسین، #حضرت عباس
با احتیاط لاله ی ما را پیاده کن
عباس جان ، سه ساله ی ما را پیاده کن
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای
می ترسم آن که گیر کند گوشواره ای
چشم مخدرات به سمت نگاه تو
دوشیزگان محترمه در پناه تو
با حوریان رفته به زیر نقاب ها
یک لحظه رو به رو نشدند آفتاب ها
این حوریان عزیز خدایند و بس ، همین
این دختران کنیز خدایند و بس ، همین
این دختر علی ست که بالش شکستنی ست
ناموس اعظم است و وقارش شکستنی ست
این دختران من که بیابان ندیده اند
در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند
یک لحظه هم ز خیمه ی طفلان جدا نشو
جان رباب از دم گهواره پا نشو
تو هستی و اهالی این خیمه راحتند
در زیر سایه ات همه در استراحتند
آه از اون ساعتی که عضر روز یازدهم بی بی همه رو سوار کردن یه نگاه کردن سمت علقمه….
یه آهی کشیدن صدا یا غیرت الله
داداش بیا خواهرت رو کمک کن….
سینه زنی
حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جااانم
حسینم بیابرگردیم ای برادر
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت ورود به کربلا
سبک: #زمینه، #شور
گریز: #ورود محرم
بنداول
حسینم بیابرگردیم ای برادر
حسینم بیابرگردیم جون خواهر
حسینم. بیا برگردیم شهرمادر
حسین می ترسم از اون نیزه دارا
حسین می ترسم از این بی حیاها
حسین می ترسم از گرگای صحرا
خیمه به پانکن تواینجا (بیابریم)3
اشکام میشه اینجا یه دریا (بیا بریم)3
اعوذ بالله من الکرببلا من الکرببلا من الکرببلا
__________________
بنددوم
نمیخوام. گلمُ رو پر پر ببینم
نمیخوام. که تورو بی سر ببینم
سرت رو. به زیر خنجر ببینم
بریم برادرم. بی یار نمونی
بریم تانریزه. یه قطره خونی
بریم تاکه نشه. قدم کمونی
اینجا فکر قحطیِ آبم ( حسین من )۳
فکر شیر خوارهٔ ربابم ( حسین من )۳
اعوذ بالله من الکرببلا من الکرببلا من الکرببلا
_________________________
بندسوم
حسینم. اینا تنها پیِ شکارن
میدونم. اگه تنها گیرت بیارن
با نیزه. تورو ازپا درت میارن
بریم پاشـو بریم که دل غمینم
بریم تانســوزه قلب حزینم
بریم که خسته از این سرزمینم
ترسم از اینه بین گرگا (ای حسین)۳
توبمونی بیکس وتنها (ای حسین)۳
اعوذ بالله من الکرببلا من الکرببلا من الکرببلا
گِرد حرم دویدهام، صفا و مروه دیدهام
هیچ کجا برای ما کربوبلا نمیشود
یا اباعبدالله،آقای مـــن…