روضه ورود به کربلا نام این سرزمین چیست؟

عین فردا قافله وارد کربلا شد

به یه جا رسید دیدن مرکب حرکت نمیکنه

تا 7 مرکب عوض کردن…

پیر مردی رو گفتن اومد،

حضرت اومد سوال کرد: پیر مرد اینجا کجاست؟ اسم این سرزمین چیه؟

آقا جان! اینجارو نینوا میگن،

آیا نام دیگه ای هم داره؟
قادسیه هم میگن،

ساحل فرات هم میگن

دونه دونه گفت

تا اینکه وقتی آقا پرسیدن آیا نام دیگه ای هم داره؟

آره آقاجان!   نام دیگرش کربلاست ..

تا نام کربلا رو آوردن

یه وقت دیدن آقا یه دست به محاسن گرفتن،

یه نگاه به آسمون كردن،

اشک از گوشه چشمشون سرازیر …

هی میگن:

«انا لله و انا الیه راجعون، اعوذباالله من الكرب و البلا، هاهُنا مسفك دمائنا،هاهُنا مقتل رجالُنا»

 

یه وقت هم ببین

عزیز زهرا از مرکب پیاده شد دیدن خم شد یه مشت خاکُ برداشت هی بو میکنه

آقاشیخ جعفر شوشتری میگه

همچین که این خاکُ برداشت بو کنه زن و بچه و همه دورشُ گرفتن به اینا نگاه میکنه اشک میریزه …

شاید آقا از الان میبینه اینا تو گودال دور بدن بی سرش دارن گریه میکنن…

میبینن اون لحظه ای اسب بی صاحب آقا میان سمت خیمه ها…