در مرقد رقيه هميشه دم غروب

در مرقد رقيه هميشه دم غروب
كار مدام باد صبا گريه كردن است
مرهم به زخمهاي دل صاحب زمان
در روضه هاي شام بلا گريه كردن است
مي سوزم از شرار غم زينب و حسين
كارم شبيه آل عبا گريه كردن است
بار سفر ببند كه ما رفتني شديم
خرج سفر به كرببلا گريه كردن است

تنها دليل خلقت ما گريه كردن است
راه رسيدن به خدا گريه كردن است
آدم نبي اشك و كتابش تباكي است
آيين و دين اهل بكاء «گريه كردن» است
بايد نشست و منت اين پلك را كشيد
شرط قبول توبه ي ما گريه كردن است