آینه داره زینب و زهرا رقیه
کوچک ترین انسیه الحورا رقیه
خورشید در منظومه ی عشقِ حسینی
هفت ساله نوری راه دارد تا رقیه
جا داشت رویِ شانه ی کعبه اباالفضل
جا داشت رویِ شانه ی سقا رقیه
آرام تر از هر زمانی بود اصغر
میخواند تا بالاسرش لالا رقیه
تنها نه سال شصت و یک تا روز محشر
هر فتنه ای رو میکند رسوا رقیه
این طفل بی آزار را آزار دادن
زجر بدی را دید در دنیا رقیه
زینب ز پا افتاد وقتی دید در راه
طفلان همه بر ناقه اند الا رقیه