به سَرَت سنگ خورده در کوفه
چادرت چنگ خورده در کوفه
دختری زیرِ دست و پاها مُرد
زیوَرَت را کسی به غارت بُرد
پُشتِ دروازههای در شام و
تُهمَت و اِفتِرا و دُشنام و
دستِ سنگینِ آن حَرامیها
رفتهای کوچهی یهودیها
قُوَّتِ قلبِ خواهرت بودی
همهجا با برادرت بودی
سَرپناهی به دخترانِ حَرَم
تکیهگاهی به مادرانِ حَرَم
رفتهای پابهپای زینب، تو
شاهدِ گریههای زینب، تو
****
روز و شب به فکرِ گودالی
یادِ تیغ و سَنان و خَلخالی