حرم چه لحظه ی سختی به پیش رو دارد
که وقت روضه ی آقا علی اکبر شد
نوشته اند به صورت ز مرکبش افتاد
کنار پیکر اکبر ، چقدر مضطر شد
به روی دست پدر ذره ذره شد بدنش
جوان خوش قد و بلا ، علیِ اصغر شد
به دست و پا زدنش ، ابن سعد میخندید
حسین مضحکه ی لشکر ستمگر شد
تمام آبرویش پخش شد میان زمین
هزار بار بدن را شمرد و کمتر شد
چو دید نیزه به پهلوی اکبرش خورده
به یاد سینه و پهلوی زخم مادر شد