مسموم در بغدادم و فرزند زهرایم
دور از وطن جان میدهم مانند بابایم
از پا فتادم من
یارب جوادم من

واویلا واویلا

پرپر زنم در حجره‌ی در بسته از بیداد
جان کندن من را تماشا میکند صیاد
زین غم بسوز ای دل
شد همسرم قاتل

واویلا….

با اشک خود آبی زدم بر قلب سوزانم
من تشنه لب جان میدهم چون جد عطشانم
بین چشم گریانم
بابا رضا جانم

واویلا….

میثم مومنی نژاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *