میروی پشت سرت این دل من جا مانده

میروی پشت سرت این دل من جا مانده
قدری آهسته که فرمایش زهرا مانده

بس‌که سرگرم تماشای تو بودم دیدی؟
همه دشت به من گرم تماشا مانده

خوب شد نیست اباالفضل، وگرنه میدید
خواهرش در وسط معرکه تنها مانده

بوسه‌ی زیر گلویت عوض مادر بود
نوبت بوسه‌ی من بر روی رگ ها مانده