چه کنم که راه برگشت ندارم
چه کنم نامه نوشتم که بیایی
من الان با دست بسته روی بامم
تو بگو کجا توو این بیابونایی
برگرد ، قسمت میدم به حق مادرت برگرد
برگرد ، به خدا هنوز جوونه اکبرت برگرد
برگرد ، باز نکرده زبون آخه اصغرت برگرد
(برگرد ، از خجالت آب میشه آب آورت برگرد)
( برگرد ، یتیمی زوده برای دخترت برگرد )
( برگرد ، رنگ بازار و ندیده خواهرت برگرد )
آه اباعبدالله آه اباعبدالله آه اباعبدالله
اینجا مرد و زن نمیشناسن حسین جان
وای اگر غریب کسی رو گیر بیارن
ترسم از اینه عقیلة العرب رو
یه روزی اینجا مثه اسیر بیارن
برگرد ، اینجا روز خوش نداره قافله برگرد
برگرد، بسته میشه دستا بین سلسله برگرد
برگرد ، جواب گریه ها میشه هلهله برگرد
آه اباعبدالله آه اباعبدالله آه اباعبدالله
اینجا خوب میدونن عاشق تو بودن
مرز بین حق و باطله حسین جان
ولی آخرت رو به دنیا فروختن
برای گرفتن صله حسین جان
ای وای ، برا پول با پا میرن روی تنت ای وای
ای وای ، حتی رحم نمیکنن به پیرهنت ای وای
ای وای ، یه تیکه بوریا میشه کفنت ای وای
آه اباعبدالله آه اباعبدالله آه اباعبدالله