سر پیراهنت پیرم کردن از زندگی سیرم کردن
بی مهمل بردنم دستای بسته چهل منزل بردنم
چند تا بی مروت قاتل بردنم
***
بگو از رو تنت پا برداره، این تشنه لب خواهر داره
زینب از تل بره، گفتی ذوالجناح هم از مقتل بره
کاشکی میگفتی مادر اول بره
***
سر هر کوچه من سنگ میخوردم
از مرد و زن سنگ میخوردم
***
سر تو از سر نی می افتاد
مادرت هی می افتاد
***
گفتم اینجا رو نه دوست دارم بازار رو این بازار رو نه
هر کاری میکردن این کا را رو نه
***
اینجا عمه ام شکست
سرت از نیزه افتاد و شد دست به دست
زن و بچت بین وحشی های مست