اومدی بالاخره دعام گرفت

اومدی بالاخره دعام گرفت
انقدر صدات زدم صدام گرفت
میدیدم سنگ میزنن به سمت تو
عمه دستشو جلو چشام گرفت

من میدونم که زمین خورده سرت…..بمیره دخترت
جای نیزه مونده روی حنجرت….. بمیره دخترت

بابا حسین…

آرزوهامو باید که خاک کنم
از غم تو خودمو هلاک کنم
با همین دست شکسته کاش بشه
خاک و خون از صورت تو پاک کنم

منِ نیمه جون چکار کنم برات… رقیه بفدات
داره خون میریزه از زخم لبات… رقیه بفدات

بابا حسین بابا حسین

وقتشه اینجا منو بغل کنی
دوست دارم بابا منو بغل کنی
دستامو بزور دارم باز میکنم
بدنت کو تا منو بغل کنی

دستامو رو چشم زخمیت میکشم//فدای تو بشم
رگای بریده‌ته پیش چِشم// فدای تو بشم

بابا حسین….

 

لینک صوت