کوفه بنگر که ابوالايتام رفت
سفره دار بخشش و اکرام رفت
کیسه های نان و خرما تسلیت
نیمه شب ها بانی اطعام رفت
عایشه ها،حفصه ها شادی کنید
سدّ راه بدعت و اوهام رفت
ابن ملجم ها و اشعث های شهر
نائب پیغمبر اسلام رفت
چاه کوفه منتظر دیگر نمان
صاحب آن قلب ناآرام رفت
بعد زهرا ،خسته از سی سال اشک
کوه درد و محنت و آلام رفت
رفت او دیگر ندیده دخترش
در میان ازدحام شام رفت
آه ! در بزم می و بازار شام
بین رقص و طعنه و دشنام رفت
ابن ملجم داشت شهر شام هم
تیغ نه ! با سنگ، روی بام رفت