[ حاج علی کرمی ]
کی فکرشو میکرد سر قتلت، دلا رو یک دلِه کنن
یا وقتی که میگی انا العطشان، کنیزا هلهله کنن
عجب غمیِه رو زمین موندن
کبوترا تنت رو پوشوندن
کجا تنِ تو زیر نعل، دیگه کشوندنــــــ…..
کسی نبود تنت رو برداره
ولی نشد تن تو صدپاره
نیاز نبود کسی برات، عبا بیارهـــــــ……
نبود باباااااا، تو روز جون سپردنـــــــــت
بازم خداروشکر خوبه، نریخته رو زمین تنت
خداروشکر به جایی از جسمت، نخورده پای مرکبی
ندیده دختر تو ویرونه، گلوی نامرتّبی
بازم خوبه اینا که نامردن، با نیزه دنبالت نمیگردن
تا افتادی زمین تو رو لگد نکردنــــــــ…..
نه نعل تازهای به سینهت خورد
نه خنجری سر تو رو آزرد
لباس تو که از تنت، دیگه کسی نبُرد…
ولی حسینـــ…، برهنه مونده بود تنش
سواره ده تا نانجیب، به زیر نعلا بردنش
کمک میخواست، تو صحرا کشتی نجات
اومد مرتّبش کنه، حصیر کهنهی دهات
آقام حسین
آقام آقام آقام حسین